اعتماد سازمانی چطور اتفاق می افتد؟

به گزارش وبلاگ بهسا، طی سال ها آموزش مدیران اجرایی این را دریافتیم که هر جا صحبت از بی اعتمادی میان رهبر و کارکنان در میان باشد، همواره الگوهای خاصی نیز هست که منشاء این بی اعتمادی ها به شمار میرود. براساس تحقیقات ما، دلیل اصلی بی اعتمادی رهبران، رفتار کارکنان نیست بلکه این برداشت نادرست رهبران است که باعث ایجاد جو بی اعتمادی می گردد. در اینجا به معرفی بعضی از این الگوها پرداخته و به شما یاد می دهیم چگونه الگوهای غلط را اصلاح کنید. در ادامه با خبرنگاران همراه باشید.

اعتماد سازمانی چطور اتفاق می افتد؟

سیگنال های نامفهوم

حتما برای شما هم پیش آمده که نسبت به یکی از کارکنان خود احساس خوبی نداشته باشید. امکان دارد از خود بپرسید، چرا؟ یکی از دلیل ها سیگنال های نامفهوم هستند. در فکر همه ما الگوهای رفتاری متعددی شکل گرفته که بر اساس همین الگوها با دیگران رفتار می کنیم یا نسبت به آنها واکنش نشان می دهیم. مثلا وقتی شما راز خود را برای کسی افشا می کنید، احتمالا قصد دارید اعتماد او را جلب نموده چرا که در فکر شما و بسیاری از مردم الگویی به این شکل وجود دارد: گفتن رازها و مسائل خصوصی راهی است برای جلب اعتماد. امکان دارد روش من برای جلب اعتماد دیگران با روش شما فرق داشته باشد اما لیستی که می بینید، رایج ترین رفتارهایی هستند که افراد برای جلب اعتماد دیگران از خود بروز می دهند:

آسیب پذیری: اقرار به اشتباهات، ترس ها و تردید ها

صمیمیت: بیان تجربیات و علایق مشترک

وفاداری: متعهد بودن نسبت به سازمان و تک تک کارکنان

قدردانی: قدرشناسی و تشکر از همکاری دیگران

افشاسازی: در میان گذاشتن تجربیات و احساسات شخصی با طرف مقابل

مشورت: نظرخواهی از دیگران هنگام تصمیم گرفتن

آزاداندیشی: قبول ایده ها و روینمودهای تازه

اما مشکل اینجاست که گاهی الگوهای رفتاری افراد با یکدیگر فرق دارند. ممکن است یکی از کارمندان شما برای جلب اعتمادتان خود را فردی آسیب پذیر جلوه داده باشد. الگوی کارمند شما از این قرار است: بروز آسیب پذیری و اقرار به اشتباهات مساوی است با جلب اعتماد. حال اگر الگوی شما با الگوی کارمندتان یکسان باشد، به او اعتماد می کنید اما اگر الگوهایتان متفاوت باشد نه تنها اعتمادی ایجاد نمی گردد بلکه شما از اینکه او تا این حد ترسو و مردد است، متعجب می شوید. این همان پدیده سیگنال های نامفهوم است که باعث ایجاد سوء تفاهم میان افراد می گردد.

اگر الگوهای شما با الگوهای کارکنان یکسان نباشد، به سختی می توانید به یکدیگر اعتماد کنید. در این حالت شما دائما سیگنال هایی را به یکدیگر ارسال می کنید که برای طرف مقابل نامفهوم است.

این تفاوت میان الگوها و باورها مانع از ایجاد اعتماد میان افراد می گردد. اما شما به عنوان یک رهبر باید بتوانید چنین موانعی را کنار بزنید. یکی از راه ها این است که به جای واکنش عجولانه نسبت به رفتار کارکنان، سعی کنید، کاشف نیت آنها از بروز یک رفتار باشید. یکی دیگر از راه های برطرف این سوءتفاهم ها شفافیت است.

تفاوت در سبک کاری افراد

بر این فرض باشید که سبک مدیریتی شما به گونه ای است که ترجیح می دهید وارد جزئیات شوید و همواره هنگام تصمیم گیری ها، جزئیات را نیز مدنظر داشته باشید. حال اگر کارکنان شما سبک کاری مشابهی داشته باشند، میان شما و آنها اعتمادی متقابل شکل می گیرد، چرا که اگر از آنها بخواهید، بدون هیچ مسئله ای جزئیات فعالیت های خود را در اختیارتان می گذارند. حال متصور باشید که یکی از اعضای تیم، هنگام ارائه گزارش تنها به کلی گویی بسنده می نماید درحالی که شما برای تصمیم گیری های خود احتیاج به جزئیات بیشتر دارید. او کوشش می نماید شما را در جریان فعالیت ها قرار دهد درحالی که چیزی نمانده تا شما از کوره در بروید چراکه به نظرتان این اطلاعات کفایت نمی نماید.

در این حالت، در نظر گرفتن حسن نیت طرف مقابل کمکی به حل مشکل نمی نماید اما می توانید درباره سبک مدیریتی خود شفاف سازی کنید. اگر آنها بدانند که سبک کاری و اولویت های شما چیست، احتمال اینکه برای جلب اعتماد شما، خود را با شما تطبیق دهند، افزایش می یابد.

پروژه های مهم و کلیدی

شما مدیر یک سازمان هستید، در کار خود خبره هستید و انجام درست و به موقع کارها، از اولویت های شما به شمار میرود. اما شاید نگرانید که کارکنان به مقدار شما به کار اهمیت نداده یا نتوانند به درستی از پس انجام کارها برآیند. همین نگرانی در شما حس بی اعتمادی بوجود می آورد. امکان دارد، ترجیح دهید خودتان کارها را بر عهده بگیرید چون به توانایی های خودتان بیشتر اعتماد دارید.

شکل دیگر این بی اعتمادی زمانی رخ می دهد که انجام پروژه ای را به کارکنان خود داده اما خودتان در آن زمینه هیچ گونه تخصصی ندارید و به همین دلیل نگرانید که نتوانید عملکرد آنها را به درستی مورد ارزیابی قرار دهید.

چگونه می توانید به توانایی های کارکنان خود اعتماد کنید بدون اینکه هر لحظه در کارهای آنها سرک بکشید؟ پاسخ ساده است. برای خود معیارها و شاخصه هایی تعریف کنید که نشان دهد پروژه خوب پیش می رود یا خیر. هر از گاهی فرایند پیشروی پروژه را مورد آنالیز قرار داده و ببینید آیا با معیارهای شما مطابقت دارد یا خیر.

یکی دیگر از روش های موثر برای ایجاد اعتماد متقابل، تشکیل جلسه و مذاکره به شمار میرود. همه افراد حاضر در جلسه باید در گفت وگوها شرکت نمایند و مراقب باشید کسی از قلم نیفتد. یکی از نشانه های موفقیت یک پروژه، گفت وگوهای آزاد و سازنده میان مدیر و کارکنان است. اگر نتوانید با کارکنان خود ارتباط برقرار کنید، بی اعتمادی شما در سراسر سازمان ریشه دوانده و به همه سرایت می کند.

منبع: الی گشت

به "اعتماد سازمانی چطور اتفاق می افتد؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اعتماد سازمانی چطور اتفاق می افتد؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید